یادگاری که در این گنبد ِ دوّار بماند

به نام آنکه جان را؛ فکرت آموخت

یادگاری که در این گنبد ِ دوّار بماند

به نام آنکه جان را؛ فکرت آموخت

یادگاری که در این گنبد ِ دوّار بماند

هرقدر بیشتر مرا بترسانی عمیق تر لبخند می زنم!

رنجی که سالهاست دامنگیر انسانهاست. (2)

شنبه, ۴ مهر ۱۳۹۴، ۰۴:۱۰ ب.ظ
در پست پایین می خواستم از "واقعه منا" بنویسم حتی عنوان هم انتخاب کرده بودم اما حرف ها نیامدند، دلم هم نیامد عنوان را تغییر دهم. آمده بودم بنویسم از بغض در گلوی رفع نشدنی ِ هزاران نفر در روز های گذشته...
فکر می کنم به آن هایی که در مکه کعنهو کربلا را تجربه می کنند و با خود بازمی گردانند اما چیزی که مسلّم است؛ این آدم ها هیچ وقت آن آدم های ِ قبلی برنخواهند گشت. چیزهایی دیده اند، شنیده اند و حس کرده اند .. تازه اینها آن هایی اند که شانس آورده و زنده برگشته اند. فکر می کنم به شعاع ِ چندیدن نفره ی خانواده هایی که خوشی ِ یار ِ سفرکرده به عزیز ترین سرزمین برای شان شده بلای ِ جان و صدای ِ کوبش دل های نگران و مضطرب شان از کیلومتر ها دور تر هم شنیده می شود. فکر می کنم به عمق ِ فاجعه که احتمالا وقتی حج به اتمام رسید در خواهد آمد. که ها که برنخواهند گشت و امیدوارم خیلی دور از انتظار نباشد. فکر می کنم به امر "واجبی" که به دستور خداوند در شرایطی می تواند طبق صلاح دید  تغییر کند؛ حتی میتواند به حکم ِ مکروه و حرام نیز تبدیل شود. فکر می کنم به اینکه چه کسانی این صلاحدید را باید ببنیند؟! که ای کاش می دیدند.. فکر می کنم به ...

پ.ن. بی ربط و با ربط [کلیک]

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۴/۰۷/۰۴
Zahra

نظرات  (۱)

۰۴ مهر ۹۴ ، ۱۶:۵۷ کودک فهیم
چقدر قشنگ و بااحساس نوشتی زهرا.
ای کاش محبت بین آدم ها بیشتر بشه، ای کاش...
پاسخ:
بسیار متشکرم نهال جان، خوشحال شدم. ^ ^
ای کاش مردم دلشون برای خودشون می سوخت.. ای کاش..

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">