یادگاری که در این گنبد ِ دوّار بماند

به نام آنکه جان را؛ فکرت آموخت

یادگاری که در این گنبد ِ دوّار بماند

به نام آنکه جان را؛ فکرت آموخت

بسوز و بساز معادل ِ بیوفت و بمیر؟!

پنجشنبه, ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۱:۳۹ ق.ظ



Hum Tum , 2004

می‌سوزم و می‌سازم نـــَه! می‌سازم که بسازم! باشرایط ِ نا به‌ سامان ِ دلی، فکری، ذهنی، عملی ِ این روزها. جالب اینجاست که این روزها در حیطه‌ی عمل بهتر از همه ظاهر شده‌م! چیزی که قبلاً به این صورت سابقه نداشته، در احوالات ِ قمر در عقرب ِ گذشته. این یعنی چیزهایی ریشه‌ای عوض شده‌ان. و وقتی ریشه عوض بشه تنه عوض می‌شه، شاخه‌ها، برگ‌ها و میوه‌ها عوض می‌شن! این درخت عوض شده و حالا در سربالایی‌ها این تغییرات به وضوح نمایان شده‌ان. و چکاوک با خودش زمزمه می‌کنه: مرغ زیرک چون به دام اُفتد چی؟ تحمّل بایدش جانا.

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۵/۰۲/۲۳
Zahra

نظرات  (۶)

چه خوبه که این جملاتُ جایی به شکل کتبی میخونم. این سندِ نوشته شده ی دیگری بود بر تفکری که «پس ما تنها نیستیم» . جملاتی که خوندنشون شبیه واگویه های ذهنیه که باعث خوشحالیت میشه. 
همه چیز توی ریشه ست، همه چیز. 
با دوست عزیزی که اتفاقا بسیار شبیه شما هم هست، چند روز پیش درمورد تفاهم و هماهنگی بین زوجین حرف میزدیم. و بحث سر این بود که چطور آدم ها به اشتباه عاشقِ برگ ها و میوه های هم میشن. این مصداقیِ از علایق خیلی ریز و شخصی که ما بهش میگیم «Fantasy» . با این داده های اندک اما بسیار پر زرق و برق و گول زننده میریم جلو. به خیالمون این علاقه ست. غافل از اینکه این اشتراکات، لذّت «تفریحات یکسان» رو میسازه، نه لزومِ لذّت «زندگی مشترک» رو. چقدر خوبه که اول از همه ریشه های خودمون، و بعد ریشه ها و تنه ی فرد مقابل رو بشناسیم و عاشق اون شیم. برگ و شاخه و میوه، توی فصل های مختلف میریزه وُ میره. اما تنها ریشه ست که اگه آفت بهش نزنه، توی باد و بارون، محکم سر جاش می ایسته و برای رویش بعدی آماده میشه. 

P.s: «هَم/تُم» یکی از مورد علاقه ترین فیلمام بود :)) فک کنم فیلمش مال 2005 یا 6 بود درسته؟ اونموقع جزو اولین فیلمایی بود که تو ژانر "دوستای معمولی که بعدا عاشق هم میشن" میدیدم ! و چقدر دوس داشتم. فک میکردم چی بهتر و دیونه تر از این که بهترین دوست آدم بشه شریک زندگیش؟ اونم بعد از این همه اتفاق که با هم پشت سر گذاشتن و رد شدن از این همه سال؟ انگار کنار هم بزرگ شدن.
شما اینجا هی خاطرات خوب منُ زنده میکنی :)
پاسخ:
سلام.
چه خوبه کلمات پل ِ ارتبط ِ دلی باشن، حتی مجازی.
سلام ِ دوستتون رو  از طرف من برسونید و بگید کاملاً درست می فرمایند و مرسی از نظر خوبتون دوست عزیز. ^ ^

2004 بود. که با فیلم بلک افتاده بود، گذشتن سال ها یه جورایی روی اعصاب هم هست. و این سیف علی خان چقدر خوب نقش پسر لا اُ بالی رو بازی می کنه جوری که میخوای کله ش رو بکنی :)) دیالوگ ها و موسیقی فیلم رو خیلی دوست دارم. مخصوصاً همین آهنگ Hum Tum ، مسخره نکنی ها، اما به نظرم یک چیزی بیشتر از یک آهنگ عاشقانه ست! یه عمق ِ خاص و قشنگی داره.
۲۴ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۱:۵۸ ناردونه (بهار بانو)
وقتی بخوای بسازی واقعا باید بسوزی. کلی باید اترژی مصرف کنی تا بسازی و حفظش کنی.
پاسخ:
سوختن معادل ِ تخریب کردن برای ساختن.

عالی بود واقعا... 
پاسخ:
اگر الهام بخش بوده باشه خوشحال کننده ست.
باشد که ما نیز به این مرحله از عرفان برسیم...
پاسخ:
می رسی.
اگر بخوایم زندگی موفقی داشته باشیم مجبوریم برسیم فرزانه.
چه خوب گفتی و جمع بندی کردی :)
پاسخ:
مرسی :)
۲۳ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۲:۱۲ آقاگل ‌‌‌‌
مرغ زیرک چون به دام افتد تحمل بایدش...
:)
پاسخ:
مجبوره مجبــور :))
شرایط حکم میکنه. حکم..

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">