یادگاری که در این گنبد ِ دوّار بماند

به نام آنکه جان را؛ فکرت آموخت

یادگاری که در این گنبد ِ دوّار بماند

به نام آنکه جان را؛ فکرت آموخت

یادگاری که در این گنبد ِ دوّار بماند

هرقدر بیشتر مرا بترسانی عمیق تر لبخند می زنم!

....و بلاخره خُنکای کولر*

سه شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۶، ۰۱:۳۲ ق.ظ

خدایا! از همنشینی با مرد ِ لوس و قهرقهرو  جدایی جدایی!! تنها خواهشی که از والدین عزیز دارم اینه که لطفاً خواهشاً پسر گل و گلابتون رو لوس و تیتیش مامانی بار نیارین! باور کنید اگه تا وقتی توی خونه‌ست کارها و رفتارش رو بازخواست و حساب ُ کتاب کنید و حتی بعضاً پس ِ گردنی حواله‌ش کنید شرف داره به اینکه وقتی بزرگ شد ُ رفت تو جامعه خودش موجودیت و شخصیت ِ خودش رو زیر سوال ببره! من دلم به حال خانومایی می‌سوزه که همچین مردهایی در زندگی دارن، جنس ِ لطیفی که 98% مواقع مجبور باشه ناز ِ مردش رو بکشه مبادا آقا بهشون بر بخوره(!) دیگه جنس لطیف ِ اون خونه محسوب نمی‌شه.


خدایا! می‌گن آدم در موقعیت که قرار بگیره صبور بودنش مشخص می‌شه. برای ما اتفاق افتاد ُ معلوم شد صبوریم[بخونید مجبور بودیم!]. بالاغیرتاً؛ این تن بمیره؛ بیا رفاقت به خرج بده و از این مرحله‌ی صبر ما رو بگذرون. خواهش می‌کنم..


خدایا! یه بیمارایی هستن که وقتی جلوشون می‌شینی نمی‌تونی مطلقاً به چشماشون نگاه کنی! اینقدر که حس ِ درد رو عمیقاً منتقل می‌کنن. بعدش ناخواسته خجالت می‌کشی از حس شکایتی که به شرایط خودت داری! یه توان و بینشی عطا کن بتونیم این چشمهای غمناک که تعدادشون کم هم نیست رو از اون ته ِ ته دلشون خوشحال کنیم.


*عنوان نوشت: امروز بلاخره کولر خونه‌ی ما سرویس شد. بعد از 4 ماه طعم خنکی هوا در گرمای ظهر رو چشیدیم! و از سبک زندگی لاکچری با پنجره‌های طاق باز و زندگی با حشرات بامحبت به زندگی معمولی برگشتیم! [البته مستحضر هستید که سبک زندگی اصلی تابستانی مورد اول هست. :D]

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۶/۰۴/۲۷
Zahra

نظرات  (۷)

:)
من فکر می کنم زنی هم که هی باید نازش رو بکشی قابل تحمل نیست. :دی
پاسخ:
از این دخترها که فقط داخل رمان های عامه پسند زندگی می کنن! :|
من به احترام ضجرهایی که تو این مدت کشیدین در باب گرما کلان از سر بر میدارم این:دی
پاسخ:
به نشانه ی سپاس سر خم می کنیییییم. :D
۲۹ تیر ۹۶ ، ۱۲:۰۹ آقای مربّع
بیشتر بنویس دکتر
میخوام بخونم :)
پاسخ:
چششم مهندس. :))
۲۷ تیر ۹۶ ، ۱۸:۲۶ هانی هستم
خنک آن دم که نشینیم زیر کولر من و تو!

من و مولوی
پاسخ:
"به دو نقش و به دو صورت به یکی جان من و تو"
اگر قول می داد که با جان یکی شه 4 ماه که سهله 6 ماه رو صبر می کردیم براش!

ممنون از شعر.
۲۷ تیر ۹۶ ، ۱۸:۰۱ اسپریچو ツ
ما رفتیم از مدیر ساختمون شماره یه تعمیرکار کولر مطمئن رو بپرسیم خودش اومد برامون درستش کرد:دی
پاسخ:
خدا خیرش بده! پول اضافی پیاده نشدید. مدیر ساختمون ما بیشتر فضوله! :)) :|
۲۷ تیر ۹۶ ، ۱۳:۳۲ آقاگل ‌‌
تو اون هوا و گرما بی کولر؟ زنده موندی؟ :)
پاسخ:
مرسی که درک کردید ما چی کشیدیم این مدت! خوبیش این بود که روش های سنتی خنک شدن رو به صورت عملی اجرا کردیم و سربلند شدیم! :D

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">